شمارهٔ ۹۲۶
یار با ما هر چه گوید آن کنیمهر چه فرماید به جان فرمان کنیم
عقل و نفس و جان و جسم و دین و دلبر هوایِ کیشِ او قربان کنیم
خویش را در کشتیِ نوح افکنیمخویشتن را ایمن از طوفان کنیم
از مرادِ خویش بیرون آمدنگرچه دشوارست ما آسان کنیم
گاه صورِ حسنِ جانان دردمیمگاه بر نامحرمان تاوان کنیم
در جوابِ سایلان چون عاجزیمهم به خاموشی بیانِ آن کنیم
چون یکاندازان خدنگی بفکنیمپس چو استادان کمان پنهان کنیم
بر نمیآید به سعی و جهدِ ماچارهای کاین درد را درمان کنیم
منّتی نتوان نهادن گر هزارجانِ شیرین در سرِ جانان کنیم
گر میّسر نیست کز اسرارِ حقپیش هر کس شمّهای برهان کنیم
چون نزاری گفت باید در جوابمن نمیدانم همین میزان کنیم