گنج

شمارهٔ ۹۰۷

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: انازادیم۷ بیت
کار این است که از کارِ جهان آزادیمبه دلی فارغ از اندیشه ی جان آزادیم
فارغیم از هوسِ خواجگی و خیل و حشمبل‌که از نیک و بدِ کون و مکان آزادیم
دیده ای سرو که در باغ برآید ز چمنمفرد انیم که چون سروِ روان آزادیم
گه جوان یارِ قدم بودی گه پیرِ دلیلبعد ازین از مددِ پیر و جوان آزادیم
سرّ هر نه فلک از خلق نهان گو می باشما هم از خلق و هم از سرّ نهان آزادیم
در نگیرد سخنِ دوزخ و جنّت با ماحق گواه است کزین فارغ و زان آزادیم
پیش تر بستگیِ ما ز نزاری بودیزو هم آزاد ببودیم و همان آزادیم