گنج

شمارهٔ ۸۷

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: یب۷ بیت
بیمار عشق را چه مداوا کند طبیبتعلیم عاقلانه مده گو مرا ادیب
ما توبه در مقابل عصیان نیاوریمتمکین عاقلان ز مجانین بود عجیب
زنّار اگر ببندم و ساکن شوم به دیرماییم و عشق و هرچه اشارت کند حبیب
در دین توبه مذهب ما هیچ فرق نیستاز طیلسان ملت اسلام بر صلیب
آری تو بر مراتب ابداع طالبیاما تو را نصیب نکردند از آن نصیب
احول به هیچ وجه نبوده ست راست ببینزین پیش گفته اند که اعما بود غریب
با مدعی بگوی نزاری که روی دوستپوشیده نیست الّا بر دیده ی رقیب