گنج

شمارهٔ ۸۶۶

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: اشم۱۰ بیت
نه روی و رهی که با تو باشمنه سیم و زری که بر تو پاشم
اعجوبه ی روزگار ماییممن خود به تعجبات فاشم
باشد که به هیچ وجه آیاشایسته ی خدمت تو باشم؟
رد کرده ی جمله ی جهانمآیا ز کدام خیل تاشم؟
ای مدعیان کجاست جاییالا در دوست پس کجاشم؟
تا پخته شوم هنوز اینجادر آتش امتحان چو داشم
معزول ز وحدت معادممشغول به کثرت معاشم
اسلام چو خاص خویش کردهدر کفر رهی دهند کاشم!
طیّان نی ام ار چه هرزه گویمآزر نی ام ار چه بت تراشم
یعنی که چو خامه ی نزاریگه گه ورقی همی تراشم