گنج

شمارهٔ ۷۴۶

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیه: ق۱۱ بیت
ما بینِ حقّ و باطل ضدّیتیست مطلقتیغی به تارِ مویی آویخته معلّق
ای یار یک نصیحت یارانه بشنو از منمگرو به رایِ ناقص مشنو حدیثِ احمق
یک بار حایِ حیرت بر قافِ قربِ او زنکز عینِ عرف گردد میمِ محق محقّق
دوشیزه مریم ارنی چون زایدی مسیحاحلاّج مرده ارنی چون گویدی انا الحق
هر ظاهری که بینی بی باطنی نباشدبشنو ندایِ دعوت زین داعیِ مصدّق
با وقت ساز حالی تا وعده ای ستانیماز کف مدار خالی جامِ میِ مروّق
من پیرِ خانقاهم یعنی شراب خانهکرباس و صوف خواهم نه سندس و ستبرق
نا برده بوی و کردن نسبت به شیخ صادقکار افتقار دارد نه اخضر و نه ازرق
مهر کسیست ما را در جان که وقتِ معجزمه را به یک اشاره کردی در آسمان شق
با لحم و دّمِ ما شد مهرِ ولی مخمَّردانی کدام والی شیرِ مصافِ خندق
دانم کنند جهّال انکار بر نزاریغم نیست گر مقلّد گیرد برین سخن دق