گنج

شمارهٔ ۷۳۱

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: ارفارغ۹ بیت
دلی می خواهم از هر کار فارغزنام و ننگ و فخر و عار فارغ
مرا باید که در گلزار باشمبه گل مشغول لیک از خار فارغ
چنان فارغ ز محنتها به یک بارکه هست از محنت من یار فارغ
چو چالاکان ز خلد و دوزخ آزادچو ناپاکان ز نور و نار فارغ
خمار آلوده چون محتاج راح استنمی یارد شد از خمار فارغ
عدو یک لحظه کی بوده است هرگزز دعوی های نا هموار فارغ
دلا گر بشنوی یک نکته از منشوی از هفت و پنج و چار فارغ
اگر خواهی که باشی شادمانهز غم خوردن مرا بگذار فارغ
نزاری از بلای نفس ناقصشود هم عاقبت یک بار فارغ