گنج

شمارهٔ ۷۲۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ویخویش۷ بیت
مردانه وار بر گذر از آرزوی خویشدیگر مبین به دیده خود دیده سوی خویش
روی دل کسان نتوان دید و روی دوستگر روی دوست خواهی منگر به روی خویش
ور برگ ترک خویشتنت نیست در سلوکبیرون مشو ز جدول پرگار کوی خویش
دعوی دوستی تو در دوستی دوستآنگه مسلم است که باشی عدوی خویش
تا از نسیم دوست شوی ممتلی دماغباید که بر نتابی از باد بوی خویش
بگذشتن از مراتب اکوان دیو چیستباز آمدن به خوی ملایک ز خوی خویش
برخوان نزاریا که صموت از جواب بهتا وا رهی ز مظلمه گفتگوی خویش