شمارهٔ ۷۱۹
خوش عالم عاقلان مدهوشخوش وقت سخن وران خاموش
با عشق خوش است خاصه مفردبا یار خوش است خاصه مدهوش
مردان که در آمدند بی چشماز خانه برون شدند بی گوش
رسوا شد و فاش هرکه برداشتاز خوان چه ی سرّ دوست سرپوش
کی طاقت بار عشق دارندنازک دلکان بی تن و توش
گو دور شو از مصاف بد دلور نه چو دد بهیمه مخروش
در گردن دیگران مکن دستتا با تو شود وفا هم آغوش
در باغ جهان ز نامرادیرز کار نزاریا و می نوش
بر آتش تیز عشق می باشتا پخته شوی تمام برجوش