گنج

شمارهٔ ۶۹۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ارکش۱۵ بیت
فرخنده روزگارِ گدایانِ خارکشچون اشترانِ مستِ تنگ خوار و بارکش
آخر شتر به قوّت و شوکت چنان که هستداده ست اختیار به دستِ مهارکش
گر شد دوباره قافیه امّا دو شاهدندتو هر دو را سبک ز میان در کنار کش
از تو چه منفعت که شترمرغِ مطلقینه بالِ بر پریدن و نه پشتِ بارکش
ای سال خورده بر نود و صد کشیده گیروآن گه قیاس کرده ز صد بر هزار کش
چون عاقبت نهایت اعمار لازم استباری به نقدِ وقت میِ خوش گوار کش
مهر از زمانه بگسل و دل در جهان مبندزین بر کمیت می نه و تنگ استوار کش
از اهلِ روزگار مکن احتمالِ جورباری چو می کشی ستمی هم ز بار کش
دنیا که هست مزرعه الآخرت دروآسایش و مجاهده از نور و نار کش
نیک و بد و حلال و حرام و نشاط و غمدر می نخست عیش کن آن گه خمار کش
از طاعتِ مزوّرِ خود بیش ازین منازاین می ز جامِ مرحمتِ کردگار کش
آزست و بس زبانۀ دوزخ نزاریانیلِ نیاز بر رخِ زردِ نزار کش
یا رب نیازمند به بخشایشِ توامپاک از میانِ معصیتم بر کنار کش
خّطِ جواز ده به نزاری که بی حجابآزاد وار رخت به دار القرار کش
ای ناگزیر رحم کن و خّطِ مغفرتدر سیَئات بنده به روزِ شمار کش