گنج

شمارهٔ ۶۷۸

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)قافیه: اش۱۳ بیت
از آنم خلق می‌خوانند قلّاشکه در شورم چو بینم زلفِ جَمّاش
نگین در حلقه چون باشد گرفتارمنم در حلقۀ رندانِ قلّاش
مرا با دوستان صلح است و با منهمیشه دوستان را جنگ و پرخاش
قبولِ پندِ خودبینان ندارماز اینجا میکنند اسرارِ من فاش
رقیبم گو به سوزن دیده بردوزحسودم گو به نشتر سینه بخراش
محبّت از دلم نتوان برون بردچه غم دارم ز بدگویانِ فحّاش
چه حاصل عقل را از صحبتِ عشقشعاعِ آفتاب و چشمِ خفّاش
مرا این کار با عشق اوفتاده‌ستتو باری حالیا از عقل خوش باش
سرم پر شورِ عشق از ماه‌رویی‌ستکه در بزمش سزد صد زُهره فرّاش
ولی او پادشازاده‌ست و من رندعجب گر سر فرود آرد به اوباش
منم دیوانۀ زنجیرِ زلفشکه بودی حلقه‌ای در حلقِ من کاش
نزاری فخر کن بر سر فرازاناگر دستت دهد بوسیدنِ پاش
پیاپی از نثارِ کلک و دیدهگهر می‌ریز و مروارید می‌پاش