گنج

شمارهٔ ۶۵۸

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اس۷ بیت
رسید وقت سحر ساقیا بگردان کاسزمانه بر سر ما گو به خون بگردان آس
ز هم‌نشین موافق طلب حصول حیاتدر سرای فرو بند بر عوام‌الناس
حذر ز صحبت جاهل که صفحهٔ کاغذسیاه‌روی شد از هم‌نشینی انقاس
اگرنه بر گل و سنبل گذر کند به بهارنسیم باد صبا کی شود مسیح انفاس
دکان عطر فروشان طلب در این بازارکه بوی مشک نیاید ز خانهٔ کنّاس
برای ضبط اقالیم صبح غرّه مشوکه بحر عشق فرو برد ازین بسی اجناس
ملوک اگرچه جهان را به تیغ ضبط کنندبه عاقبت چه برند از جهان دو گز کرباس