گنج

شمارهٔ ۶۱۳

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ر۹ بیت
آخر مرا به جایِ تو باشد کسی دگرنه‌نه به دوستی که نباشد گمان مبر
مشنو که حقِّ صحبتِ شب‌هایِ تا به روزبر من شود فرامش و خاطر کنم دگر
تهمت مبر که عشقِ تو از سر شود برونباور مکن که مهرِ تو از دل شود به در
در انتظارِ بادِ صبایم که گفت دوشفردا شبت ز حالِ گلِستان کنم خبر
هرک آوَرَد به من ز عرق‌چین او نسیمدر پایِ او کشم صدفِ چشمِ پرگهر
دستم گرفته‌ای و قسم یاد کرده‌ایکز عهد بر نگردم و پیمان برم به سر
با ما چو روزگار نکردی وفا نیستاز دوستی و یاریِ ما بر دلت اثر
تا خود تو را که گفت علی‌رغمِ ما که بازهرگز دگر به کویِ نزاری مکن گذر
محکم نصیحتی‌ست که در گوش کرده‌ایای نورِ دیده مرحمتی کن به یک نظر