شمارهٔ ۶۰۹
وقت وقتی گر شوم شوریدهسرعیب نَبوَد بر من ای کوته نظر
راست باش و راست بین و راست روگو جهان زیر و زبر شو غم مخور
گرت باید تا دلی آری به دستبایدت خوردن بسی خونِ جگر
تا شوی مستغرق از حق در محقدر سلوک از حقّ و باطل در گذر
گر نظر برگیری از خود مرحبادر جمالِ دوست بیخود مینگر
محو باید شد درو مردانهوارتا کی از تعظیمِ اشخاص و صور
عشق اگر ناگه درآید از درتبُن گهِ عقلت کند زیر و زبر
پرتوی باید ز نورِ معرفتتا برونآیی ازین ظلمت مگر
گوش کن پندِ نزاری گوش کنبشنو ای فرزندِ جانی از پدر
پسروِ رأی و قیاسِ خود مباشالحذر از بتپرستی الحذر