گنج

شمارهٔ ۵۸۸

وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)قافیه: ازنیاید۹ بیت
بی خبری گر به هوش باز نیایدهیچ خلل در جهانِ راز نیاید
معترفم معترف که عقل ندارمعقل پرستی و عشق باز نیاید
عقل به یاسایِ عشق زهره نداردهیچ کبوتر به پیشِ باز نیاید
سوخته داند نیازمندیِ عشّاقآن که فسرده ست ازو نیاز نیاید
آتش اگر در وجودِ شمع نیفتدمومِ بیفسرده در گداز نیاید
از منِ بیدار دیده پرس اگر امشببر دلِ کوته نظر دراز نیاید
کافرم از بُت ببیند ابرویِ جفتشپیشِ وی از طاق در نماز نیاید
عیب کنند ار بنالد از تو نزاریکیست کش از دل نواز ناز نیاید
دل به کسی داده ام که جان نبرم زوخود به ازین جان به کار باز نیاید