گنج

شمارهٔ ۵۴۵

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ندند۱۱ بیت
یا خود همه کس فتنهء بالای بلندندبر عادتِ من چون گران مولعِ قندند
ای شمعِ جهان‌سوز به رغبت نظری کنبا جانبِ جمعی که بر آتش چو سپندند
از خیمه برون آی و ببین منتظران رادیوانه و عاقل زچپ و راست که چندند
دانند که بودن نه صلاح است و نیارنداز پیش تو رفتن که گرفتار کمندند
حیف است که این روی به هرکس بنمودیتا بی‌نظران نیز نظر بر تو فکندند
گویی همه سحر است سراپای وجودتکز دستِ تو خلقی به سراپای به بندند
این است قیامت که بگفتند و بدیدیمگو خلق ببینند گر از ما نپسندند
یوسف چو ببینی نکنی عیبِ زلیخاای مدّعی آخر ز سرت دیده نکندند
یاران و رفیقانِ سفر بیش مگرییدبر من که بر آشفتنِ دیوانه بخندند
با خلق مگویید کنون جز سخنِ دوستگرهم چو نزاری همه کس دشمنِ پندند
ای باد پیامی ببر از ما به قهستانکایشان به فلان جای گرفتارِ کمندند