گنج

شمارهٔ ۵۲۴

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: یشامد۷ بیت
باز پیرانه سرم واقعه یی پیش آمدبا که گویم که چه پیشِ من بی خویش آمد
رفته بودم پس کار خود و دل بنهادمناگهم واقعه‌ ای صعب چنین پیش آمد
عشق با شاهدِ سلطان سر ظالم زینهاراین بلایی ست که پیش من درویش آمد
غافل از غمزه طمع در لب شیرین کردمبدل نوش علی رغم دلم نیش آمد
مرغ زیرک مثل است اینکه به حلق آویزدمرهم صبر مداوای دل ریش آمد
چه کنم چاره همین است که تسلیم شوممرهم صبر مداوای دل ریش آمد
بی غم عشق نبوده‌ست نزاری آریعاشقی مذهب و شوریدگی اش کیش آمد