گنج

شمارهٔ ۴۶

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ودهرا۸ بیت
هرگز مه آزمای دگر آزموده رازیرا محل بوده نباشد نبوده را
گر جاهلی ستایش جاهل کند ولینتوان ستود پیش خرد ناستوده را
بر هر کس اعتماد مکن زان که هرزه گویباور نکن که باز نگوید شنوده را
جانش بکاهد ار ندهی رخصتش به گفتنتوان خموش داشت سخن بر فزوده را
قلاب را اگر ز خیانت گریز نیستصرّاف نیک داند از زر، زدوده را
معقولِ عقل نیست که صرّاف چشم بازبا سرمه نسبتی دهد انگشتِ سوده را
خوش وقت عارفان محقق که نزدشانچندان محل نباشد این خاکِ توده را
گه گه به گوش مالِ ادب بهرِ انتباهواخواست واجب است تغافل نموده را