شمارهٔ ۴۴
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: ورا۶ بیت
مگر صبا برساند سلام یارو راوگرنه با که بگویم حکایت او را
چو اعتماد نمانده ست جهل باشد اگرمحل راز کنم دوستان بد گو را
نه یار با من و نه دل چگونه بی دل و یارتوان برید به تکلیف راه اردو را
بیا شبی و در آغوش و در کنارم گیرکه بیش طاقت ازین نیست بی تو سعدو را
کسی که جان و دل و هوش ما با اوستچگونه باز توانیم کرد ازو خو را
به جان تو که نزاری دگر به دیده و دلنه زشت را متقبل شود نه نیکو را