گنج

شمارهٔ ۴۰۳

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: اتافتد۶ بیت
گر دگر باره مرا با تو ملاقات افتداتّفاقی عجب از محضِ کرامات افتد
با رقیبانِ خیالت که نگه بانِ من اندهر شبم بر سرِ کویِ تو مقالات افتد
بر من آخر چه ملامت که ملک در ملکوتدر سجود از پیِ وصلت به مناجات افتد
همّت آن است که از جانبِ ما میل کنیهیچ باشد که ارادت به سویِ مات افتد
زاهد آن است که از راهِ حقیقت چون مناز صوامع به در آید به خرابات افتد
عشق می ورز نزاری که بباید کوشیددر مهمّی که مهمّ تر ز مهمّات افتد