گنج

شمارهٔ ۳۸۱

وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیه: اح۹ بیت
راحت روح من است رایحه روح راحتا به صباح از مسا تا به مسا از صباح
ساقی طاووس فر طوطی شکّر شکنمرغ سحر را بگو باز گشاید جناح
خواب گران تا به کی خیز سبک می بدهاهل دل از می کنند وقت سحر افتتاح
از الم حادثات جز به می البتّه نیستهیچ خلاص و فرج هیچ نجات و فلاح
هر چه شدی تنگ دل پر قدحی نوش کنکز نفحات قدح روی دهد ارتیاح
گر نه به خاص و به عام مشتمل است از چه شددر خم امّت حرام بر کف حمزه مباح
معجزه روح خواه از من اگر عاقلیشعری شعاری شدی چند کنی اقتراح
نیست از آب حیات بی خبر و بی نصیبحاشا للّسامعین بوی خوش مستراح
سرزنش مدّعی عین خطا و زَلَلعزم نزاری به می محض صواب و صلاح