گنج

شمارهٔ ۳۶۵

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: امت۷ بیت
مرا چه غم که مرا سرزنش کنند و ملامتکه من معاینه دیدم جمال روز قیامت
اگر تو نیز طلب گار آن شوی که ببینیز بود خود به در آیی کفایت است و کرامت
نه در میان بلایی که بر کنار ، پس این جامکن به هرزه طمع در بلای عشق سلامت
امید منقطع از وصل دوست شرط نباشدبر آستان رجا از لوازم است اقامت
نثار کردن جان خود ضرورت است و فریضهاگر به موجب شکرانه ور بود به غرامت
نزاریا نکنی التفات اگر چه شده ستیمیان خلق فضیحت به صد هزار علامت
تو را چو غایت مطلوب حاصل است و معینبه صرف کردن عمرت در این بلا چه ندامت