شمارهٔ ۲۲۸
وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ست۵ بیت
آن را که در فراق صبوری میسرستعشقش همیشه بر هوس دل مقدر است
در عشق سوز باید و با سوز درد دلآری هوس نه عشق بود کار دیگرست
عشق مجاز را ز حقیقت توان شناختآواز نوحهگر نه چو فریاد مادرست
آه از دلی که جان گرامی به عشق دادبا جان رفته آتش سوداش در برست
میسوزد و هنوز همان عاشق است زارمیمیرد و هنوز همان مهرپرورست