شمارهٔ ۱۳۸۳
وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیه: ایی۸ بیت
ای یار اگر تو یار ماییبا ما بر او چرا نیایی
مادام که تو حجاب خویشیبیگانه ز آشنای مایی
امروز چرا چنین به یکباربیگانه شدی ز ما کجایی
پرواز چرا نمیکنی بازوز سدره ی منتهی برآیی
ما تحتِ تو آمد آفرینشتو گم شده در منی و مایی
ما توبه به جرعه ای بدادیممفروش تو نیز پارسایی
افسانه ی موعظت سرایاننقدی ست ولی برون سرایی
گر زان که کند به زهد تلقینمشنو ز نزاریِ ریایی