شمارهٔ ۱۳۷۲
محرمی کو که پیامی برد از من جاییخدمتی رفع کند پیش جهان آرایی
عجبی ، نادرهیی ، طُرفه کشی ، چالاکیشکرینی ، نمکینی ، صنمی ، زیبایی
امشب ای پیکِ صبا گر قدمی رنجه کنیمستغاثی سوی مولا بری از مولایی
به بهشتی صفتی ، حوروشی ، جانبخشیاز جگر سوخته ای ، دلشده ای ، شیدایی
وحیِ مطلق بود از رویِ حقیقت رمزیکه ز مملوک بری سویِ ملک سیمایی
گو بر امّیدِ ملاقات تو تا چند آردهر دم از خیلِ خیالت به سرم غوغایی
هیچ نقصان نکند مملکتِ حسنِ تراگر دمی شاد کند خاطر غمفرسایی
قبلة جانِ من آنجاست که او را دیدمو او نگوید که ترا دیدهام آخر جایی
آرزو میکندم باز شبی زلفینشحلقه در گردنِ خود کرده چو مار افسایی
راست گفتند که با سر به درآید از پایهرکه در سر چو نزاری رَوَدش سودایی
خوار منگر به عزیزان که نیابی چو منیخاصه در وصفِ جمالِ تو سخن پیرایی
به جز از مستی و دیوانگی و بیخویشیچه بود حاصل ایّامِ قدح پیمایی