گنج

شمارهٔ ۱۲۷۴

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: الی۱۱ بیت
ما را نبود قاعده ی جنگ و جدالیاما بود امید به صلحی و وصالی
با تو نتوانم که به روی تو برآیمگر بر منت از وجه عتاب است خیالی
اما به شفاعت ز سر عجز توانمگفتن که ببخش ار به قبول است مجالی
هم بی بر و باری نبود عاقبت الامردر باغ جهان هر که بر آورد نهالی
ما را بر تو گر نبود بار عجب نیستباز از بر تو در خور ما هست محالی
از دور به نظاره توان کرد نگاهیو ز طرف تتق جلوه توان داد جمالی
در ساغر اخلاص به خلوت گه عشاقما را بده از کوثر خم خانه زلالی
از روی خیال تو به سیری نکنم میلاین باشد اگر باشدم از غیر ملالی
از دنیی و از عاقبتم با تو گریز استعشق است کز او نیست به سر در همه حالی
در مرتبه ی عاشق و عاقل ز نزاریکردند گروهی ز سر دست سوالی
گفت این مثل خضر و کلیم است معینزین بیش به این نکته نیفزود مقالی