گنج

شمارهٔ ۱۲۴۹

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)قافیه: ازی۷ بیت
گرم به کینه بسوزی وگر به مهر بسازیز بندگان مطیعم حقیقتی نه مجازی
اگر در آتش سوزانم از تو باک نباشدکه پاک تر شود آن زر که بیشتر بگدازی
خوش آمدی که حیاتی به تازگی به وجودمدرآمد از رخت ای غیرتِ بتانِ ترازی
همه سعادت و صحّت که آمدی به عیادتندانم این چه خداوندی است و بنده نوازی
ز روی خوب نباشد غریب خوی خوش آریدر آفرینش حق رمزها بود نه به بازی
به خُلق می سزد او بر فرشته فخر نماییبه حسن می رسدت گر بر آفتاب بنازی
محلّ قدر تو چون داند از قیاس نزاریچو در اُمتیان عجم لفظ و استعارت تازی