شمارهٔ ۱۲۱
وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیه: مانجاست۷ بیت
میروم سویِ خرابات که پیرم آنجاستجای دیگر چه کنم عذر پذیرم آنجاست
گر به شکلم تو جدا بینی و دور از برِ دوستجان که از وی نفسی نیست گریزم آنجاست
نیست جایی دگر آن کس که ستم کرد و برفتدامنش روزِ مکافات بگیرم آنجاست
دارم آنجا به غریبی و به تنهایی خویسپه و مملکت و تاج و سریرم آنجاست
گر ندارم خبر از خویشتن اینجا چه عجبفهم و وهم و نظر و فکر و ضمیرم آنجاست
چند سرگشته روم در شب تاریکِ فراقرفتم آنجا که رخ بدرِ مُنیرم آنجاست
به چه مشغولم ازین جا به چه آنجا نرومکه دل و جان نزاری فقیرم آنجاست