شمارهٔ ۱۱۹۳
وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: انداری۷ بیت
بتا بر سرو می گویند خورشید روان داریبر آن خورشید نرگس با سمن با ارغوان داری
چنین رویی که می گویند می خواهم که بنماییعجب دارم من این معجز مگر فی الجمله آن داری
چنان آوازه حسنت گرفت آفاق و انفس راکه هر جا مملکت داری سرش بر آستان داری
مرا هر کس که در کویت ببیند باز می پرسدکه مسکین از کجایی تو بگو تا چند جان داری
به دل داری مگر گفتم قدم خواهی زدن با ماکنون خود در تو می بینم مقامات جهان داری
اگر صد خون به یک غمزه بریزی کس نمی پرسدمگر یرلیغ ترخانی ز سلطان ایلخان داری
نزاری را روا داری به زاری در فراق خودبدان ماند که دور از تو دلی نامهربان داری