گنج

شمارهٔ ۱۱۸۰

وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیه: یبودی۸ بیت
گر هیچ شریف‌تر ز می بودیآن چیز حرام‌تر ز وی بودی
آمیخته با خبیث شد گر نهمشهور جان خبث کی بودی
گر نفسِ خبیث را بدانندیمخصوص چرا به خبث می بودی
از بدوِ وجود سیر کردی گردر راهِ عدم نشانِ پی بودی
گر هیچ به طمطراقِ عقل استیپس نطعِ سمای عشق طی بودی
با عشق نشست و خاست کردی عقلگر رجعتِ او به اصلِ شی بودی
در ظلّ ِ لوایِ عشق بنشستیبا مردِ محبّت ار لوی بودی
مجنون در و دشت و کوه نگرفتیگر هیچ رهش به سویِ حی بودی