گنج

شمارهٔ ۱۱۸

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ادتاست۷ بیت
ای یار برشکسته از ما این چه عادت استآخر بیا که روی تو دیدن سعادت است
بیمار رنج برده ی دیرینهی توامما را چنان بپرس که شرط عیادت است
خود اشتیاق روی تو از هر چه در خیالممکن بود که شرح پذیرد زیادت است
مشنوکه مهرت از دل تنگم برون رودبدگوی را هر آینه تخلیط عادت است
ایمانی من درست به بالای چست تستدر نفی لا نه اول حرف شهادت است
دیرینه دوستی تو هم راه جان ماستما راز بدو کون به تو این ارادت است
گر می کشد نزاری و گرمی نوازدتتو مستفید باش که زو استفادت است