شمارهٔ ۱۱۵۷
اگر به کلبه احزان ما گذر کردیفضای کلبه ما جنّتی دگر کردی
و گرچه در نظر حُسن او نمیآییمچه بودی ار ز سر لطف یک نظر کردی
نکرد ناله زارم در او اثر هرگزکه گر به کوه رسد دل به حجر کردی
به یک اشارت اگر خواستی از گوشه چشمهزار گونه غم از جان من بهدر کردی
چه میکنم ز خبر کاشکی مرا یاریدرآمدی و به یک یار بیخبر کردی
بمردم از من و رحمت نمیکند بر مننمیرود به شفاعت کسی مگر کردی
برون شوی که از این نیمجان خلاص شومنمیکند هم و افسوس کاینقدر کردی
از این دو وجهبرون نیست کاشکی یک روزثواب بیش بدی هر چه بیشتر کردی
بس از خیال نزاری مُحال بیش مگویاگر چنان که نکردی وگر کردی