گنج

شمارهٔ ۱۱۲۴

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: ابکردهای۸ بیت
رفتی و صیدِ خاطر احباب کرده‌ایقلّاب شوق ز دلِ اصحاب کرده‌ای
دل برده‌ای و تاختن آورده‌ای به جانآهسته‌تر که زهره‌ی ما آب کرده‌ای
بس زاهدانِ خشک که در بحرِ زهدشانکشتی ز ره ببرده و غرقاب کرده‌ای
بس ساکنانِ کنج خرابات را که بازخلوت‌نشین گوشه‌ی محراب کرده‌ای
شب‌ها که ما ز شوقِ تو تا روز کرده‌ایمتو همچو بختِ خفته‌ی ما خواب کرده‌ای
ما را که یک دقیقه نصیب است ز آفتابساعت شناس‌تر ز سترلاب کرده‌ای
خصمی مسلّط است که بر ما گماشتیگفتم مگر رقیبی بوّاب کرده‌ای
نی عقل و نی فراغت و نی دل نزاریااثبات عاشقی به چه اسباب کرده‌ای