شمارهٔ ۱۱۰۸
تو مرا همنفسِ دیرینهمن همان احمدکِ پارینه
همچنان است که بر آهن و سنگنقش اخلاص توام بر سینه
هر کجا مهر و محبت باشددرنگنجد سرِ مویی کینه
باده ی شوق و شرابِ کهنهآن حلال است ولیکن این نه
مرغِ دل در قفسِ سینه ی مادانه ی عشق خورد نی چینه
پوش ما هیچ تفاوت نکندگر نسیج است اگر پشمینه
نوش باید که بود آمادهاگر ام روزی اگر دوشینه
نقد را باش که سودت نکندغیبِ فردایی و فوتِ دینه
ساقیا می به نزاری میدهروز چه شنبه و چه آدینه
می به سیمینه و زرّینه مدهدر سفالینه ده و چوبینه
گر زبر زیر شود زیر زبرمن و کنج خود و گنجِ سینه