گنج

شمارهٔ ۱۰۹۰

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: اره۶ بیت
مگر وصال تو روزی شود دگربارهبه قدرِ جهد بکوشم به حیله و چاره
به رغم جانِ رقیبت چه‌گونه می‌خواهمکه خاک بر سرِ آن ظالم ستم‌گاره
دراوفتاد به پایِ تو باز چون خلخالگرفته دستت و بوسیده باز چون یاره
به حسنِ تو نبود دل‌بری جفا پیشهبه بخت من نبود عاشقی جگرخواره
چو مرغ زیرک اگرچه رمیده دل بودمبه دامِ عشق برآویختم دگرباره
ترا چه غم که ز جورِ تو چون نزاری زارهزار دل‌شده سرگشته‌اند و آواره