گنج

شمارهٔ ۱۰۰۰

وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیه: ارمن۱۲ بیت
مرا جانانه‌ای باید که باشد غم گسارِ منمیانِ نازکش باشد همه شب در کنارِ من
چه خوش باشد دل آرامی که چون از خواب برخیزدبه غمزه چشمِ مستِ او کند دفعِ خمار من
اگر باشد قیامت باشد اللّهمَّ ارزُقناهمین از بخت و دولت چشم دارد انتظارِ من
ندارم هیچ باقی در جهان جز مونسِ‌ساقیگزیرم نیست از یاری همین است اضطرارِ من
طمع ببریده‌ام الّا ز روحِ روح‌بخشیِ میکه هم او زنده می‌دارد دلِ امّیدوارِ من
جوانی رفت و در پیری به حسرت باز می‌گویمدریغا روزگارِ من دریغا روزگارِ من
همین دردِ دلی و زاریی و مختصر نامیدگر چیزی نمی‌دانم که ماند یادگارِ من
عجب دارم اگر رونق پذیرد باز بازارمچو بر هم زد به کلّی شحنه‌ی تقدیر کارِ من
سر انگشتِ‌پشیمانی گزیدن سود کی دارد؟چو بیرون شد زمامِ دل ز دستِ اختیارِ من
ز فرطِ تشنگی دارم دلی پر آتش حسرتکه خرسندی نمی‌آرد حدیثِ آب‌دارِ من
سخن جز بر ولا گفتن نزاری مشتبه باشدچو می‌گویی مگو جز بر مدارِ استیارِ من
غرض دانی چه دانم زین نصیحت حسبِ حال خودکه دُرّ عقل بیرون شد ز عِقدِ اقتدار من