شمارهٔ ۱
پاکا منّزها متعالی مهیمناای در درون جان و برون از صفات ما
از رحمت تو کم نشود گر به فضل خویشمنت نهی و عفو کنی سیّئات ما
دوران شرّ و فتنه و طوفان و حیرت استظلمت حجاب راه شد از شش جهات ما
نوح عنایت توبه به کشتی مغفرتسعیی کند مگر به خلاص و نجات ما
آلایشی که رفت به آب کرم بشویتنزیه ذات پاک تو دارد نه ذات ما
مقصود ما حصول رضا و جوار توستورنه چه بیش و کم ز حیات و ممات ما
بی یاد تو اگر نفسی می رود هباستآری خلاصه یک نفس است از حیات ما
هم تو دهی ز عقده ی تقلیدمان خلاصورنه زمانه حل نکند مشکلات ما
ما را ز هول زلزلت الارض باک نیستحفظ تو بس معاون ما و ثبات ما
یک جرعه گر ز جام تو در کام ما چکدتا روز حشر کم نشود مسکرات ما
توفیق ده که نام نزاری رود به خیربر یاد دوستان تو بعد از وفات ما