گنج

بخش ۳۷ - حکایت

وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)۷ بیت
برون آمدیم از نشابور مستسراسیمه و رفته دل‌ها ز دست
مرا یار کی بود بس مهربانخدایش به رحمت کناد این زمان
بطی داشت اندر بغل پُر شرابدلی پر نشاط و سری پر شتاب
فرو تاخت تا کاسه گیرد مگرخطا کرد اسبش درآمد به سر
بیفتاد از اسب و برخاست چستسلامت شراب آبگینه درست
یکی گفت اگر مرد رستم بدیو گر شیشه پر آب زمزم بدی
شدی زیر این سرکش تند و تیزهم آن خرد خرد و هم این ریزه ریز