بخش ۳۵ - کرامات می
ندیدیم هرگز به عمر درازدر بسته بر می که نگشود باز
عجب نبود از می که هنگامِ بودگر آید ز کتمِ عدم در وجود
بجایی کند دستگیری مستکه چرخش نهد بر زمین پشت دست
اگر در زمین نیز باشد دفینچو میخواره سر بر زند از زمین
اگر شمّهای از کرامات میبگویم عجایب بمانی ز وی