گنج

بخش ۳ - (مناجات دوم) در بخشایش و عفو یزدان

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)۲۲ بیت
ای به ازل بوده و نابوده ماوی به ابد زنده و فرسوده ما
دور جنیبت‌کشِ فرمان تستسُفتِ فلک غاشیه‌گردان تست
حلقه‌زنِ خانه‌به‌دوش توایمچون در‌ِ تو حلقه‌به‌گوش توایم
داغ تو داریم و سگ داغدارمی‌نپذیرند شهان در شکار
هم تو پذیری که ز باغ توایمقمری طوق و سگ داغ توایم
بی‌طمعیم از همه سازنده‌ایجز تو نداریم نوازنده‌ای
از پی توست این همه امّید و بیمهم تو ببخشای و ببخش ای کریم
چارهٔ ما ساز که بی‌داوریمگر تو برانی‌، به که روی آوریم‌؟
این چه زبان؟ وین چه زبان‌رانی است؟گفته و ناگفته پشیمانی است
دل ز کجا؟ وین پر و بال از کجا؟من که؟ و تعظیم جلال از کجا؟
جان به چه دل راه درین بحر کرد‌؟دل به چه گستاخی ازین چشمه خَورد‌؟
در صفتت گنگ فرو مانده‌ایم«مَن عرف الله» فرو خوانده‌ایم
چون خجلیم از سخن خام خویشهم تو بیامرز به انعام خویش
پیش تو گر بی‌سر و پای آمدیمهم به امید تو خدای آمدیم
یار شو ای مونس غمخوار‌گانچاره کن ای چارهٔ بیچارگان
قافله شد‌، واپسیِ ما ببینای کَسِ ما! بی‌کَسیِ ما ببین
بر که پناهیم؟ تویی بی‌نظیردر که گریزیم؟ تویی دستگیر
جز در تو قبله نخواهیم ساختگر ننوازی تو‌، که خواهد نواخت؟
دست چنین پیش که دارد که ما‌؟زاری ازین بیش که دارد که ما‌؟
درگذر از جرم که خواننده‌ایمچارهٔ ما کن که پناهنده‌ایم
ای شرف نام نظامی به توخواجگی اوست غلامی به تو
نزل تحیّت به زبانش رسانمعرفت خویش به جانش رسان