شمارهٔ ۶۳
شمشیر تو چشمه ی حیات استزنجیر تو حلقه ی نجات است
هم روی تو خوبتر ز خوبیهم ذات تو برتر از صفات است
در دفتر عشق تو دو عالمیک حرف زاولین برات است
جز یاد تو هر چه در دل آیدشک نیست که مبطل الصلات است
آورد لبت ز سبزه خطیکین چشمه ی نوش و آن نبات است
ما توبه ز عاشقی نکردیمعهد تو ولیک بی ثبات است
ترسم نرسی بکعبه ای شیخکاین راه بسوی سومنات است
کس تشنه نمی شود و گرنهعالم همه سر بسر فرات است
در هر قدمی ز نقش پاییسد چشمه ی خوشتر از حیات است
دارای جهان که هر چه بر لبجز مدحت اوست ترهات است