گنج

شمارهٔ ۵۵

آگاه کسی ز کار ما نیستکاو را نظری به یار ما نیست
ماییم و دلی خراب و آن نیزیک روز به اختیار ما نیست
صیدی که سر از کمند پیچددر جرگهٔ شهسوار ما نیست
آن بنده که رای خویش جویددر درگه شهریار ما نیست
خود بینی و خویشتن پرستیرسمی ست که در دیار ما نیست
آگاه نشاط از غم مایاراست که غمگسار ما نیست