گنج

شمارهٔ ۵۶

قافیه: اشاست۶ بیت
شاهد ما چه غم ار پرده دروقلاش استآفتاب است و نهان از نظر خفاش است
مردمان بیشتر آنست که غافل گذرندزحدیثی که بهر کوچه و برزن فاش است
دل بی عشق بهر لحظه اسیر هوسی ستخانه بی خانه خدا لعبگه او باش است
همه دانند که من بنده ی عشقم، چه عجبعاقلان را بمن ای خواجه اگر پرخاش است
من یکی کودک نادانم و او استاد استمن یکی صورت بیجانم و او نقاش است
گر کشد ازنگهی زنده کند باز نشاطآنکه تقدیر حیات از لب جان افزاش است