گنج

شمارهٔ ۵۴

قافیه: ماست۶ بیت
جان و جانان، دل و دلبر به هم استتن اگر دور بماند چه غم است
چشم و زلف تو ببایست که نیستورنه از سنبل و نرگس چه کم است
سینه با مهر تو آتشکده استدیده با چهر تو بحرالارم است
بی تو من، من نیم و با تو توامبی تو یا با تو وجودم عدم است
تو کرم میکنی ار تیغ زنیمن اگر جان نفشانم ستم است
مگر این شهر دل ماست نشاطکه در اینجا نشاط و نه غم است