گنج

شمارهٔ ۳۳

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیه: رینیست۸ بیت
سرتاسر عالم به تن امروز سری نیستکز خاک در شاه جهانش اثری نیست
در کار دل غم‌زدگانت نظری نیستیا از من دل‌خسته هنوزت خبری نیست
حیرت‌زده می‌دید به حال من و می‌گفتپنداشتم از زلف من آشفته‌تری نیست
هر سو که نهی روی سر از خویش بر آریتا نگذری از خویش به سویش گذری نیست
آن چشمه که گویند نهان در ظلمات استگر هست به جز در دل شب چشم تری نیست
بر من به حقارت نگرد شیخ و نداندکامروز به میخانه چو من معتبری نیست
عیبم مکن ای خواجه به رسوایی و مستیمن دلخوش از اینم که جز اینم هنری نیست
امروز نشاط این همه افسرده چراییبر سر مگر از بادهٔ دوشت اثری نیست