شمارهٔ ۳۱
کشور دل از جهانی دیگر استاین زمین را آسمانی دیگر است
ای جهان از راه ما بردار دامطایر ما زآشیانی دیگر است
ای فلک از بخت ما برگیر رختکوکب ما ز آسمانی دیگر است
ما در این راه ایمنیم از رهزناننقد ما با کاروانی دیگر است
با تو خاموشم ولی با یاد دوستهر سر مویم زبانی دیگر است
من نیم آن من که بودم یا مراهر زمان از عشق جایی دیگر است
شد جهان بر من دگرگون یا که مناین که میبینم جهانی دیگر است
عشق دارد سد زبان و هر زمانبر زبانش داستانی دیگر است
میندانم ره بجایی بردهامیا که بازم امتحانی دیگر است
ما بجانان خوشدل و یاران بجانهر دلی را دلستانی دیگر است
مردن ما از تن و یاران بجانهر بهاری را خزانی دیگر است
میزنی از عاشقی لافی نشاطعشقبازان را نشانی دیگر است