گنج

شمارهٔ ۲۶۶

قافیه: ستی۴ بیت
مرهم دل‌های ریش از مشک ناب آورده‌اییا که بر رخسار خویش از خط نقاب آورده‌ای
زلف مشک‌افشان بر آن عارض پریشان کرده‌اییا عیان در ظلمت شب آفتاب آورده‌ای
جز نیاز و جز تظلم از کسی نادیده‌ایتا ز تعلیم که این خشم و عتاب آورده‌ای
شسته‌ای گر دست از خونریزی بیچارگانپس چرا از خون خصم شه خضاب آورده‌ای