شمارهٔ ۲۱۶
دهر خرم از چه از عید کیانعید خرم از چه از شاه جهان
نو بهاری دلگشا و جانفزاشهریاری کام بخش و کامران
هر کجا ذکرش سماع اندر سماعهر کجا شکرش زبان اندر زبان
خاک خوشتر بی ثنایش در دهانچاک بهتر بی دعایش هر زبان
عشق در عقلش چو شیر اندر شکرعزم در حزمش چو تیر اندر کمان
هر کجا خشمش بر انگیزد سمندقدرت و عفو، این رکابست، آن عنان
هر کجا جودش در اندازد صلافضل و عدل این رهبر است، آن پاسبان
دولت او را سعادت همنشینمدت او را نهایت بی نشان