شمارهٔ ۲۰۷
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیه: انم۷ بیت
چه غم ار نه برگ و باری و نه زاد راه دارممنم آن گدا که عزم در پادشاه دارم
نظری به رویش امشب نظری به ماه دارمکه میان ماه و رویش بسی اشتباه دارم
من اگر بدم چه باکم که تویی بدین نکوییچه نکوییم از این به که تو نیکخواه دارم
به رخ از هجوم زلفت نبود مجال دیدنکه میان روز روشن دو شب سیاه دارم
نظر ار کنم به رویت اثری ز من نماندبه تو زحمتی که دارم به یکی نگاه دارم
چو گدای روستایی که به بزم شه درآیدچه کنم ادب ندانم که چسان نگاه دارم
چه زیان به من که از من اثری به جا نماندکه امید باز گشتن نه به جایگاه دارم