شمارهٔ ۱۹۲
شب عید است بیا تا لب ساغر گیریمغم سی روزه به یک جرعه ز دل برگیریم
دور ماه فلک امروز به پایان آمدوقت آنست که دور قدح از سر گیریم
سبحه و خرقهٔ سالوس به یک سو فکنیمراه رندان قدح نوش قلندر گیریم
شستشویی به رخ از چشمهٔ حیوان جوییمبه کف آیینه بر آیین سکندر گیریم
تا به دیدار ظفر دیده منور گرددسرمه از خاک در شاه مظفر گیریم
دوستان را همه لب بر لب ساغر گیریمدشمنان را همه سر بر سر خنجر گیریم
خستگان را نبود تا خبری زود دلاجایی اندر خم آن زلف معنبر گیریم
رخنه در کار غم افتاد نشاط از قدحیقدحی تا که وجودش ز میان برگیریم