گنج

شمارهٔ ۱۹

حل العزام خلو اذا مهجة کئیبدرد حبیب را نشناسد دوا طبیب
رامی الهوا نصیب بنصب و قد نصابکز حسن با نصابی و از مهر بی‌نصیب
بنهاده یار گوش به غوغای غیر و هستگوهرفشان نشاط ز گفتار دل‌فریب
گل را چه شد که گوش نهد بر خروش زاغگیرم که زاغ شرم ندارد ز عندلیب